,,

نقاشی اثر سیما شاه‌مرادی

پنجره‌ای که دلواپس تو بود

پنجره‌ای که دلواپس تو بود

همیشه این گونه است

تلفنی می‌پراند خواب جاده را

مسافری گذشته‌اش را جا می‌گذارد

در قهوه‌خانه‌ی گاراژ

صندلی مسافری

جابه‌جا می‌شود

از آفتاب

به سایه

پنجره‌ای که دلواپس تو بود

بی‌پرده می‌خندد

به کسی‌که میان تو

و شیشه نشسته‌ است

همیشه این‌گونه است

قبل از این‌که چمدانت را ببندی

چمدانی دیگر هم ببند

سفری زودتر از سفر در پیش است

نظرات کاربران